صفحه اصلی

ایمیل ما

آرشیو مطالب

طراح

»» منوی اصلی
لينکهاي سريع
صفحه نخست
ايميل ما
آرشيو مطالب
طراح قالب
سایت ساز پلاکفا
آپلود سنتر پلاکفا
موضوعات

»» آرشیو ماهانه
1390

»» لينک دوستان

»» لوگوی دوستان


»» آمار بازدید

آمار کاربران:
افراد آنلاين : 0 نفر
تعداد اعضا: 0 نفر
آخرين عضو:
به روز رساني: 3 بهمن 1390
آمار مطالب :
کل مطالب : 30
کل نظرات : 633
کل موضوعات : 3
آمار بازديد ها :
کل بازديد : 7651
بازديد امروز :18
بازديد ديروز : 33
بازديد ماه : 646
بازديد هفته : 190
بازديد سال : 646
بيشترين بازديد : 347

تبلیغات





»» کمی تامل کنیم ( پوشیدن چکمه های بلند و...)


http://up.pelakfa.com/images/ni3gyc0et96u9r4ijljn.jpg


دوستی از فرنگ برگشته بود ایران. بعد از یکی دو روز رفت تو خیابونای شهر گشتی بزنه و تجدید خاطره کنه. اما یه چیز به شدت اون رو شگفت زده کرده بود:

گفت: یعنی این همه زن روسپی تو خیابونای شهر فراوونه ؟! چقدر وضع مملکت خراب شده !
گفتم: اینقدرا هم که تو میگی خراب نیست؛ چرا همچین حرفی میزنی؟
گفت: مثلا این پوتین ها و کفش های پاشنه بلندی که پوشیدن!
گفتم: چه ربطی داره؟
گفت: آخه کفش هایی که این دخترا پوشیدن توی اروپا مخصوص زنای روسپی هستش و این کفش های پاشنه بلند به نوعی معرف کار اونها هست. این پوتین و کفش ها بخاطر ساختاری که دارن منجر به نوعی طرز راه رفتن میشن که چنین تلقی رو در فرد بیننده ایجاد میکنه.
گفتم: آخه این دخترا که خیلی هاشون چنین نیتی ندارن؛ یا بخاطر زیبایی می پوشن یا بخاطر مد !
گفت: اون مردی که ظاهر این دختر رو میبینه کاری به باطنش نداره و نیت و دل پاک اون دختر براش هیچ اهمیتی نداره. قبل از اینکه صحبتی بین اونا رد و بدل شده باشه، تیپ و ظاهر اون دختر پیام خودش رو رسونده ...! اصلا خود تولید کننده این کفش و پوتین ها کاربری جنسشون رو با اسمی که روش گذاشتن تعیین کردن.
گفتم: مگه این پوتین ها اسم خاصی دارن؟
گفت: F.  U.  C.  K.   me   Boots
دیگه حرفی برای گفتن نداشتم و سعی کردم بحثو عوض کنم. فقط دلم از این همه بی فکری و  ناآگاهی و البته پاکی دخترای شهر سوخت. پیش خودم گفتم این که فقط یه پوتین خشک و خالیه؛ پس منظور تولید کنندگان این مانتو های تنگ و کوتاه و چسبان و نازک چیه؟ میخوان دخترای مارو به کجا بکشونن؟

:: نوشته شده توسط زينب السادات در و ساعت Array


»» با چند میلیون حاضری بی حجاب شوی؟؟!

با شنیدن اسم فوتبال و فوتبالیست ناخودآگاه اذهان به سوی تیم های استقلال، پیروزی و بی اخلاقی و حاشیه های اطراف آن می رود. اخبار فوتبالیست ها و مربیان حاشیه سازشان به صورت آنی و بی درنگ در رسانه های جمعی و در سطحی وسیع منتشر و جنجال آفرین می شود. سقوط منشور اخلاقی فدراسیون از دستان فوتبالیست ها  تیتر اول رسانه ها می شود و بر بی اخلاقیشان فریاد می کشند!
اما در هیاهوی تنش های مستطیل سبز چهره ای گمنام در این حرفه بی ادعا می درخشد و سکوت را همراه هدف بلندش می کند.

بعید است نام فوتبالیست ایرانی خانم محمودی را شنیده باشید! محمودی، جوان خوش آتیه کرمانشاهی است که پرچم ایران را با اخلاق مداری برافراشت. کسب کاپ اخلاق در سال گذشته مسابقات لیگ برتر و کسب مقام خانم گلی فوتبال ایران در كل 20بازی سال گذشته از افتخاراتی است که نصیب این ملی پوش فوتبال بانوان کشورمان شده است. بازیکنی در 20 بازی حتی یك كارت زرد هم نگرفته و خودش معتقد است كه همه خوش‌اخلاقی‌هایش به دلیل فوتبال است.

چهره ای که با تمام استعدادش در این ورزش می درخشد بی آنکه رسانه ها نامی از او ببرند. حضور تاثیر گذار محمودی در جام جهانی از چشم تیم های خارجی و مطرحی چون اینترمیلان ایتالیا دور نماند و یکی از گزینه های منتخب تیم ایتالیایی شد. در پی تماس های مسئولین این تیم با او ، محمودی  پیشنهاد وسوسه انگیز آنها را به دلیل رعایت حجاب رد کرد و پرچم اصالت و شرافتش را برافراخت. کسی که شرافت و حجابش را با اسکناس های رنگین و پیشنهادهای وسوسه انگیز خارجی معاوضه نکرد.

http://up.pelakfa.com/images/o4nubz753pxbflsn4ysa.jpg

این اتفاق در حالی رخ داد که در سویی دیگر بعضی از زنان بازیگر این کشور با توهماتی که بیگانه برایشان ساخته اند، دست به ترک خاک وطن می زنند و خود را مبدل به بلندگوی بیگانه می کنند. این افراد چنان چهره بی هویت خود را اشکار کرده اند که گویی هرگز در بین مردم متعهد و با شرافت ایران نبوده اند.


از سوی دیگر نیز رسانه های داخلی در حالی که باید این افراد را چون کالای بی مصرفی به زباله دان تاریخ بیاندازند با انتشار اخبار چگونگی زندگی انها در خاک بیگانه به ترویج کار ضداخلاقی این افراد کمک می کنند اما در مقابل چهره هایی چون بیان محمودی بازیکن حرفه ای و با اخلاق و متعهد ایرانی در سکوت رسانه های ناپدید می شوند و انسانهای بی ارزشی چون لاکانی و فراهانی موضوع بحث و تیتر اول اخبار می شوند.

 

:: نوشته شده توسط زينب السادات در و ساعت Array


»» حضور سر زده سید حسن نصرالله در مراسم روز عاشورا در ضاحیه

سلام
عکس هارو دوستم محنا برام ایمیل کردند ، که اهله بیروت هستند.
ببینید و استفاده کنید

http://up.pelakfa.com/images/2msl753tvk4uabocbtl3.jpg


بقیه عکس ها رو تو ادامه مطلب ببینید ...



:: نوشته شده توسط زينب السادات در و ساعت Array

ادامه مطلب


»» نظر همسر رهبرانقلاب درباره حجاب، خانه‌داری

تنی که در ادامه می آید مصاحبه با همسر مکرمه مقام معظم رهبری حضرت آیت الله خامنه ای می باشد. که برگرفته از مجله محجوبه که نشریه ای خانوادگی، فرهنگی و اجتماعی ویژه بانوان به زبان انگلیسی برای خارج از کشور می باشد. این مصاحبه در سال 1372 چاپ و منتشر شده و به وسیله خانم شیلا مالکی دیزجی به فارسی برگردانده شده است. این مجله که توسط بنیاد اندیشه اسلامی وابسته به سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی منتشر می شود در پی آن است که الگویی جامع از شخصیت و جایگاه زن ارائه دهد و با کجروی ها و برداشت های نادرست از مقام و منزلت زن مقابله کند و حقوق و تکالیف زنان در سالم سازی جامعه بشری و نظام حقوق اسلام در زمینه حقوق زن و خانواده معرفی و بیان نماید.
 

 

 

لطفا کمی از دوران مدرسه تان برای ما بگوئید:

 

من خاطرات روشنی از دوران مدرسه ام از جمله معلم فرزانه قرآنم،خانم پور رنجبر دارم که گویا اخیراً به رحمت ایزدی پیوسته اند این خانم محترم و متین معلم قرآن ما بود.آن روزها لباس او منحصر به فرد بود.گرچه چادر سرش نمیکرد اما حجاب کامل اسلامی داشت.مقنعه بلند او تا کمرش می رسید این خانم شیوه ابداعی ویژه ای در تدریس قرآن داشت.چهره اش که مملو از متانت و وقار بود هنوز جلوی چشمانم هست و هرگز نمیتوانم فراموشش کنم.

 

شما چطور با همسرتان آشنا شدید؟

 

من در سال 1343با ایشان ازدواج کردم، البته این ازواج همانطور که در خانواده مذهبی آن زمان مرسوم بود، صورت گرفت به این ترتیب که مادر ایشان برای خواستگاری به منزل ما آمدند و بعد از مباحثات معمول مراسم ازدواج انجام شد.

 

شما چند فرزند دارید؟

 

ما چهار پسر و دو دختر داریم.همه پسرانمان قبل از انقلاب و دختران مان بعد از انقلاب(انقلاب اسلامی ایران) به دنیا آمدند.

 

لطفا کمی در مورد زندگیتان، طی دوران قیام اسلامی علیه شاه صحبت بفرمایید:

 

آن زمان دوران مشقت باری بود و امتحان الهی بود و من خودم را برای تمام مشکلات ممکن آماده کرده بودم و هرگز درباره هیچ چیز لب به شکوه نگشودم. یادم می آید که طی اولین ماههای بعد از ازدواجمان،یک روز همسرم از من پرسید:اگر من دستگیر شوم تو چه احساسی خواهی داشت؟این سوال غیر منتظره ای بود و من ابتدا خیلی ناراحت و آزرده خاطر شدم،اما ایشان آنقدر درباره درگیری،خطرات و مشکلاتش و وظیفه همه افراد در این رابطه صحبت فرمودند که کاملا مرا قانع کردند.

ایشان این مطلب را درست همان روزی که امام خمینی(ره) دوباره بازداشت شدند و ایشان را از قم به تهران آورده و سپس به ترکیه تبعید کردند،مطرح نمود.درآن روز آقای خامنه ای و دیگران در مشهد برای نشان دادن مخالفتشان با این امر آماده شده بودند و در همین زمان بود که از من دربرخورد با مساله دستگیریشان سوال کردند.از همان روز من خودم را از لحاظ فکری آماده رویارویی با خطراتی که در راه مبارزات همسرم پیش خواهد آمد،نمودم.بنابراین،هر وقت ایشان زندانی یا تبعید میشدند یا هنگامی که مجبور بودند پنهانی و مخفی فعالیت نمایند،تمامی مشکلات را با راحتی تحمل میکردم.بعد ها که ما فرزندان بیشتری داشتیم و زندگی گاهی اوقات مشکل تر می شد که البته خداوند همیشه ما را یاری می نمود و هرگز نا امید نشدم.

 

شما چگونه همسرتان را در مبارزاتشان یاری نمودید؟

 

فکر می کنم بزرگترین نقش من حفظ جو آرامش خانه بود.طوری که ایشان بتوانند با خیال راحت به کارشان ادامه دهند.من سعی داشتم تا ایشان را از نگرانی در مورد خو و فرزندانم دور نگهدارم.گاهی اوقات که برای ملاقات ایشان به زندان می رفتم از مشکلاتی که داشتیم چیزی به ایشان نمی گفتم و در پاسخ به سوالاتشان درباره وضعیت خودم و فرزندان صرفا خبرهای خوب می دادم.برای مثال،طی ملاقاتهایی که با ایشان در زندان داشتم یا در نامه هایی که در دوران تبعید برای ایشان می نوشتم هرگز چیزی در مورد بیماری فرزندان نمی گفتم و نمی نوشتم.

 

البته من نیز در زمینه های مختلف نظیر پخش اعلامیه ها،حمل پیام ها،اختفای اسناد و نظیر آن فعالیت داشتم.ولی فکر میکنم اصلا قابل ذکر نیستند.در آخرین ماههای مبارزه در رابطه با پیام های تلفنی امام خمینی(ره) از پاریس کار میکرد من آنها را برای تکثیر و توزیع به مراکزی در مشهد و دیگر شهر ها ارسال می نمودم و اخبار را از مشهد و دیگر شهرهای خراسان جمع آوری نموده و به پاریس مخابره می کردم.اما فکر می کنم مهمترین کار زنان مبارز و آزاده آن زمان ،پشتیبانی معنوی،همدردی و راز داری و تحمل مشقات بود.

 

آیا همسرتان در خانه به شما کمک میکنند؟

 

در حال حاظر نه ایشان چنین فرصتی دارند و نه از ایشان چنین انتظاری داریم.اما یک خصیصه بسیار پسندیده ای که ایشان دارند و می تواند نمونه و سر مشقی برای دیگران باشد این است که زمانی که ایشان در منزل هستند، اگرچه معمولا خسته از کار روزانه می باشند اما سعی دارند تا جو خانه را از مشکلات محیط کارشان به دور نگهدارند.

 

آیا شما کارمند دولت هستید؟

 

به عنوان یک زن مسلمان در جمهوری اسلامی ایران، نظیر تمامی خواهران مسلمان دیگر، وظایفی بر عهده دارم و با تمام توانم آنها را انجام می دهم، اما هیچ مسوولیت رسمی بخصوصی ندارم.

 

همسر شما چه انتظاری از شما دارند؟

 

ایشان بیش  از هر چیزی دیگری انتظار دارند که محیط خانوادگی آرام و شاد و سالم باشد.

 

لطفا نظراتتان را در مورد حجاب اسلامی برای خوانندگان ما بفرمایید:

 

به نظر من ((بهترین پوشش برای خارج از منزل،چادر،میباشد)). البته شرعا پوشیدن انواع دیگر پوشش در صورتی که بدن را کامل بپوشاند و جذب و تنگ نباشد اشکالی ندارد.اما به طور کلی چادر ترجیح دارد.برای درون خانه کاملا متفاوت است.البته پوشش در هر شرایطی باید مطابق عفت اسلامی باشد.

 

سیره زندگانی شما چگونه است؟

 

سالهاست که ما اشیای تجملاتی را به خانه مان راه نداده ایم.زیبایی خوب است اما نباید خودمان را درگیرزندگی  تجملاتی بکنیم.ما در خانه مان دکوراسیون به معنای متداول آن،فرشها و پرده های قیمتی،مبلمان و غیره نداریم. سالها پیش خودمان را از این چیزها رها کرده ایم،والدین آقای خامنه ای در این رابطه سر مشق ما بوده اند و مادر ایشان چنین تجملاتی را مورد انتقاد قرار میدادند و من نیز همین عقیده را دارم. همیشه به فرزندانمان توصیه میکنم که آنها هم باید در رفتار شخصی شان این گونه باشند.زیرا اشیای لوکس غیر ضروری میباشد.        

 

 «لازم به ذکر است که مصاحبه ی مذکور در ماهنامه خبری و فرهنگی ره آورد دانشگاه در سال 1372 منتشر گردیده است»

:: نوشته شده توسط زينب السادات در و ساعت Array


»» حجاب اسلامی یا حجاب ایمانی؟!

چندی پیش سایت «جرس»، یادداشتی درباره‌ی حجاب به قلم آقای «صالح نظری» منتشر نمود که در آن به طرز جالبی مقوله‌ی حجاب در قرآن بررسی و استدلال شده بود که از آیات قرآن نمی‌توان حجاب را استخراج کرد!
 
1. تمایز ایمان و اسلام
 
در ابتدا با اشاره به آیهی «59» سورهی مبارکهی «حجرات» که خداوند در آن زنان و دختران پیامبر(صلیاللهعلیهوآله) و زنان مؤمنین را دربارهی رعایت حجاب خطاب میکند، مینویسد: «مورد اول و دوم، زنان مشخصی هستند اما دستهی سوم مفهوم عام است یعنی هر زنی که همسر یک مؤمن باشد، به تعبیر دیگر نه لزوماً خود مؤمنه باشد بلکه همسر مرد مؤمن باشد. تفاوتی وجود دارد میان مسلم و مؤمن، مسلم کسی است که مسلمان است یعنی دو جملهی شهادتین را گفته است و به تعبیر دیگر به یگانگی خدا و نفی غیر او به عنوان الله اقرار کند و نیز به رسالت الهی محمد(صلیاللهعلیهوآله) مقر باشد. اما مؤمن کسی است که به تمام دستورات پیامبر با کمال خلوص و باور درونی ایمان داشته باشد، بنابراین تفاوت است بین کسی که اقرار دارد و کسی که ایمان دارد، از این رو قرآن خطاب به کسانی که میگویند ایمان داریم خطاب میکند، بگویید اسلام آوردیم و هنوز ایمان در دلهای شما وارد نشده است، شرط ایمان، جهاد در راه خدا با مال و جان است. با توجه به موضوع فوق میتوان گفت که همهی مسلمین، نمیتوانند و یا نمیخواهند مؤمن باشند یعنی حاضر به دادن جان و مال در راه خدا نیستند، ولی همچنان میخواهند مسلم باشند، بنابراین کافی است مرد مسلمی اظهار کند مسلمان است ولی مؤمن نیست که در این صورت آیهی یاد شده مشمول همسر او نمیشود.»
 
این استدلال آقای نظری نه تنها به ردّ الزام حجاب برای زنان مسلمان میانجامد بلکه با یک نتیجهگیری عقلانی به ردّ تمامی احکام دین اسلام اعم از نماز، روزه و... نیز منجر میشود. برای اثبات ادعایمان طبق استدلال ایشان تعدادی دیگر از آیات قرآن را مورد بررسی قرار میدهیم. خداوند متعال در آیهی «183» سورهی «بقره» میفرماید: «یا أیها الذین آمنوا کتب علیکم الصیام...» یعنی ای کسانی که ایمان آوردید! روزه بر شما واجب شده است ...
 
طبق استدلال آقای نظری از آن جا که اسلام با ایمان تفاوت دارد و خداوند در این آیه مسلمانان را خطاب قرار نداده است! از این رو این آیه شامل کسانی میشود که ایمان به احکام خداوند داشته و حاضر هستند با مال و جان خود در راه ایمان و اعتقاد خود بایستند و از آن جا که اغلب مسلمین این گونه نیستند! از این رو بر آنها روزه واجب نیست! و طبق همین استدلال آیات زیر هم همگی شامل مؤمنان است نه مسلمانان! :
 
«یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُواْ اسْتَعِینُواْ بِالصَّبْرِ وَالصَّلاَةِ...» (بقره:153)
 
«یَا اَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُواْ اَطِیعُواْ اللّهَ وَاَطِیعُواْ الرَّسُولَ...» (نساء:59)
 
یا أَیهَا الَّذینَ آمَنُوا اجْتَنِبُوا کَثیراً مِنَ الظَّنِّ إِنَّ بَعْضَ الظَّنِّ إِثْمٌ وَ لا تَجَسَّسُوا » (حجرات:12)
 
«یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُواْ عَلَیْکُمْ أَنفُسَکُمْ لاَ یَضُرُّکُم مَّن ضَلَّ إِذَا اهْتَدَیْتُمْ إِلَى اللّهِ مَرْجِعُکُمْ جَمِیعًا...» (مائده: 105)
 
«یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا اسْتَجِیبُوا لِلَّهِ وَلِلرَّسُولِ إِذَا دَعَاکُمْ...» (انفال:24)
 
این که خداوند جایی از قرآن میان اسلام و ایمان تفاوت قایل میشود در اصل میخواهد عیار این دو مقوله را برای مدعیان روشن سازد. خداوند میخواهد به مردم بفهماند که میان اقرار زبانی به اسلام و ادای شهادتین، ایمان قلبی به خدا، اسلام و احکام الهی فرق است. خداوند میخواهد در این آیه خطاب به اعرابی که از روی حسابگری و موذیانه مجبور به تظاهر به اسلام هستند بگوید میان اسلام شما و ایمان یاران حقیقی پیامبر(صلیاللهعلیهوآله) تفاوتی از زمین تا آسمان است.
 
 اما این آیه به هیچ وجه دلالت فقهی بر عدم رعایت احکام الهی بر مسلمانان نیست. هر کس که حتی به ظاهر به اسلام اقرار کند بر او رعایت تمام احکام دین اسلام واجب میشود و تفاوت اسلام و ایمان در این مقوله صرفاً به عیار و ارزش این دو، نزد خداوند مربوط میشود. در غیر این صورت آیا صرف به زبان راندن شهادتین بدون انجام هیچ فعل واجب، دلیلی بر برتری مسلمانان بر کفار است؟!

  

طبق استدلال آقای نظری از آن جا که اسلام با ایمان تفاوت دارد و خداوند در این آیه مسلمانان را خطاب قرار نداده است! از این رو این آیه شامل کسانی میشود که ایمان به احکام خداوند داشته و حاضر هستند با مال و جان خود در راه ایمان و اعتقاد خود بایستند و از آن جا که اغلب مسلمین این گونه نیستند! از این رو بر آنها روزه واجب نیست! و طبق همین استدلال آیات زیر هم همگی شامل مؤمنان است نه مسلمانان!
 
2. جلباب یا لباس عرفی؟
 
آقای نظری در ادامهی یادداشت به بررسی بخش دیگری از همین آیه پرداخته و میگویند: «در موضوع نوع پوشش باید گفت، در آیهی فوق پوشش زنان مردان مؤمن را پوشش جدیدی فراتر از آنچه میپوشیدند قرار نداده، بلکه فرموده «پوششهاى خود را بر خود فروتر گیرند» یعنی پوشش خود را به بدن بچسبانند تا بر اثر باد و یا راه رفتن کنار نرود و به اصطلاح خودشان را جمع و جور کنند و با تعبیری دیگر شناخته شوند تا مردان زن آزار و هرزه مزاحم آنان نشوند، بنابراین آنچه عرفاً میپوشیدند همان پوشش کفایت موضوع را مینموده است.»
 
اول، شما این دلیل را که «یعنی پوشش خود را به بدن بچسبانند تا بر اثر باد و یا راه رفتن کنار نرود» از کدام قسمت قرآن استنباط فرمودید؟
 
دوم، بهتر بود تحقیقی انجام میدادید تا ببینید لباس عرفی زنان آن دوره چه بوده است که برای ردّ حجاب اسلامی با تمام حدود و قوائد آن، به کفایت کردن آن لباس عرفی تأکید کردهاید؟! امیدوارم بر این عقیده نباشید که لباس عرفی زنان آن دوره چیزی مثل مانتوهای کوتاه و چسبان این دوره، بوده است؟!!!
 
سوم، باید از جناب آقای نظری این سؤال را بپرسیم که آیا شما معنای جلباب را میدانید؟ آیا در مورد مصادیق آن تحقیقی انجام دادهاید؟ به چه چیزی جلباب میگویند؟ آیا به هر پوششی جلباب اطلاق میگردد که شما این کلمه را به پوشش ترجمه کردهاید؟
 
چهارم، بفرماید عبارت «مِن» در «یُدْنِینَ عَلَیْهِنَّ مِن جَلَابِیبِهِنَّ» چه کاربردی دارد؟ آیا به بخشی از یک چیزی که جلباب است، اشاره دارد؟
 
این قسمتی که جناب آقای نظری به اشتباه آن را ترجمه و تفسیر کردهاند به این معناست که «بخشی از جلباب (که چیزی شبیه مقنعهی بلند میماند) خود را به خود نزدیک کنند تا گردن و سینهی آنها آشکار نگردد» و این قسمت دقیقاً به پوشاندن سر، گردن و سینه اشاره دارد و آن چیزی که ایشان فرمودند صرفاً یک برداشت شخصی است که با توجه به عدم تخصص شما در فهم و تفسیر قرآن چندان جایگاهی ندارد!
 
3. متلک و فرهنگ مدرن
 
آقای نظری سپس به بررسی هدف این آیه پرداخته و مینویسد: «طبیعتاً آیه هدفی را از این کار تعقیب میکرده، این هدف را همین آیه چنین بیان میکند: «این براى آن که شناخته شوند و مورد آزار قرار نگیرند [به احتیاط] نزدیکتر است» دو معنا از شناخته شدن میتواند وجود داشته باشد:
 
1. پوشیدن همان لباس عرفی توسط زنان، وقتی آزاد بود (بدون کنترل) بر اثر باد یا حرکت کنار میرفته و باعث توجه مردمان و در نتیجه آزار لفظی (متلک) آنان میشده است و چسباندن لباس عرفی به بدن مانع از توجه مردان آزار رسان میشده و زنان به عنوان زنان خوب و پاکدامن شناخته میشدند و مردان هرزه در برخورد با آنان احتیاط لازم را مینمودند. بنابراین علت صدور این دستور برای زنان مؤمنین جلوگیری از جلب توجه مردان هرزه بوده تا سبب آسیب زنان نشود، آن هم محض احتیاط.
 
2. مردان هرزه زنان را (به جهت نچسبیدن لباس به تنشان) نمیشناختند و به تصور این که کنیز میباشند مورد آزار لفظی قرار میدادند و این عدم شناخت به خصوص در شبها بیشتر نمود داشته است، از این رو دستور این بوده که لباستان را به بدنتان بچسبانید تا شما را بشناسند (با کنیز اشتباه نگیرند) تا باعث آزار شما نباشند.
 
شأن نزول آیه نظر دوم را تأیید میکند که خواهد آمد. بنابراین، دستور برای شناخته شدن زنان توسط مردان هرزه و در نتیجه عدم آسیب از ناحیهی آنان میباشد، یعنی اگر بدون این دستور امکان عدم آسیب به زنان باشد موضوع دستور خود به خود منتفی است و همچنین است اگر مردان با آموزشهای لازم اصولاً اهل آسیب رساندن به زنان مردان مؤمن نباشند و نیز از این نکتهی ظریف نباید غافل شد که حضور زنان در هر اجتماعی که امکان آسیب رساندن (متلک پراندن) به آنها وجود ندارد شامل اجرای حکم نمیشود و بدیهی است تشخیص موضوع حکم با آن زن مؤمن و یا شوهر زن مؤمن است و دخالت دیگران در این موضوع بیمورد است.»
 
جناب آقای نظری! آیا میدانید کنیز به چه کسی گفته میشود؟ کنیز به غیرمسلمانانی گفته میشود که در جنگ به اسارت درآمده و به جای کشته شدن به کنیزی مسلمانان در آمده است. از این رو زنان مؤمن هیچگاه کنیز واقع نمیشدند. حال با این توضیح که تفاوت کنیزان غیرمسلمان با زنان مؤمن در پوشش و حجاب آنان بوده و زنان مسلمان برای شناخته شدن از کنیزان بهتر بود که حجاب را رعایت کنند تا شناخته شوند.
 
نکتهی بعد این که این آیه صرفاً برای شناخته شدن زنان مؤمن از کنیزان نیست بلکه به این معناست که یکی از فواید این پوشاندن برای زنان مؤمن این است که از کنیزان متمایز شده و در نتیجه از اذیت مردان هرزه به دور میماندند. از این رو نمیتوان گفت اگر در یک فضایی این گونه باشد که مردان به دلیل آموزش دیدن و با فرهنگ شدن! به زنان متلک، اذیت و آزار ندهند، زنان میتوانند حجاب را رعایت نکنند!
 
جناب آقای نظری! آیا شما فضایی را سراغ دارید که مردان در آن فضا دورههای آموزش عدم توجه به غریزه را بگذرانند و دیگر نسبت به جذابیتهای زنان بیاعتنا باشند؟! این فرهنگی که شما از آن یاد میکنید احتمالاً به حد کمال در جوامع غربی حاصل شده است! ولی باز شاهد اذیتها، آزارها، متلکها و تجاوزهای بسیار زیاد به زنان بدحجاب در آن جا هستیم. باید فراموش کنیم که مردان براساس آموزش دیدن نسبت به بدپوشی زنان نامحرم بیاعتنا و بیتفاوت گردند.
 
3. حجاب برای ناشناسان!
 
آقای نظری در ادامه به شأن نزول آیه پرداخته و پس از بررسی روایتهای مختلف از شأن نزول این آیه که همگی بر شناخته نشدن زنان مؤمن از کنیز در شب اتفاق نظر دارند، مینویسند: «این شأن نزولها مشخص میکند مشکل در شبها به وجود میآمد و در طول روز به دلیل دیده شدن زنان، آنان را میشناختند و جسارت نمیکردند. به تعبیر دیگر در محیطهایی که زنان و مردان هم دیگر را میبینند و میشناسند موضوع حکم منتفی است و آیه با دستور یاد شده قصد داشت وسیلهی شناخت زنان توسط مردان را فراهم کند و این با چسباندن لباس به بدنشان ممکن بود، به خصوص این که ساکنان شهر مدینه به خوبی هم دیگر را میشناختند و در تاریکی شب قادر به تشخیص نبودند.»لطفاً بفرمایید اگر زن مسلمان و مؤمنی از یک دیار دیگر به مدینه میرفت یا از مدینه به یک دیار دیگر میرفت آن وقت تکلیف چه بود؟!! به عنوان مثال آیا اهالی شام و کوفه فلان زن مؤمن را در روز ببینند میتوانند او را بشناسند؟! آیا در این مواقع حجاب لازم بود یا نه؟! 
 

 

4. پیامبر عرفگرا؟

 
ایشان در جای دیگری از مقالهی خود، مینویسند:«آن چه از مقدمههای یاد شده میتوان نتیجه گرفت این است که حفظ عفت و حیا مربوط به خود شخص است که بستگی به نوع تربیت خانوادگی، آداب و رسوم و سنن جامعه دارد چه بسا نوع پوششی خاص در یک جامعه عرف و هنجار تلقی شود و در جامعهی دیگر همان پوشش غیرعرف و ناهنجار شمرده شود، پیامبر اکرم(صلیاللهعلیهوآله) که شخصی عرف گرا بوده و بسیاری از احکامش منبعث از عرف زمانه بوده است نمیباید و نمیتوانست خارج از عرف دستوری شاق (حداقل برای اکثریت) صادر کند وقتی دستوری (قانونی) با مخالفت اکثریت روبهرو باشد عملاً آن دستور (قانون) از نظر اجرایی با مشکل روبهرو میشود و زمینهی عصیان را فراهم میکند.»
 
بهتر بود در مورد این که فرمودید: «پیامبر اکرم که شخصی عرف گرا بوده و بسیاری از احکامش منبعث از عرف زمانه بوده است.» بیشتر توضیح میدادید و دلیلش را هم بیان میفرمودید. آیا پیامبری که اساساً رسالتش با مخالفت با مهمترین شیوهههای غالب زندگی اعراب جاهلی تعریف میشود و مخالفت اکثریت اعراب را برانگیخته، پیامبری عرفگرا بود؟ آیا شما مخالفت با بتپرستی، شراب خواری، زنا، زنده به گور کردن دختران، ازدواج با مادر، رباخواری، مال اندوزی، ظلم به زیردستان و هزاران هزار عادت بد اعراب جاهلی را احکام منبعث از زمانه میدانید؟جناب نظری! در ادامه به بررسی آیات 30 و 31 سورهی مبارکهی «نور» که مربوط به حجاب است میپردازند و با همان استدلال که خطاب این آیه برای مؤمنان است نه مسلمانان! نتیجه میگیرند که هیچ آیهای در قرآن وجود ندارد که به حجاب مسلمانان امر کرده باشد.
 
نتیجهگیری
 
مجدد تأکید میکنیم، تمایزی که خداوند میان اسلام اعراب و ایمان امثال حضرت علی(علیهالسلام)، سلمان و ابوذر قرار میدهد و خطاب به اعراب میگوید: «قُل لَّمْ تُؤْمِنُوا وَلَکِن قُولُوا أَسْلَمْنَا وَلَمَّا یَدْخُلِ الْإِیمَانُ فِی قُلُوبِکُمْ...» به این دلیل است که میخواهد عیار، ارزش ایمان و باور قلبی داشتن به خداوند و احکام اسلام را مورد تأکید قرار دهد و به مردم بفهماند که اگرچه به صرف اسلام آوردن و انجام ظواهر دین اسلام مورد رحمت خداوند واقع میشوند اما نباید انتظار داشته باشند که اسلام ظاهری آنان با ایمان عمیق مؤمنان اصیل همچون علی(علیهالسلام) و ... برابر تلقی گردد.
 
 حال آن که این تمایز به هیچ وجه به معنای تفاوت در احکام میان مؤمنان و مسلمانان نیست. در دین اسلام هم افراد مسلمانی که به ظواهر بسنده میکنند میبایست احکام واجب را انجام دهند و هم مؤمنانی که به فهم و ایمان عمیق از اسلام نایل گردیدهاند میبایست احکام واجب را انجام دهند. به عبارت دیگر تفاوت میان مؤمن واقعی و مسلمان ظاهری در انجام دادن یا ندادن احکام واجب دین اسلام نیست بلکه در اعتقاد قلبی و راسخ به دین و احکام خداوند است که در مؤمنین به شکل عمیق وجود دارد اما در مسلمانان ظاهری به شکل سطحی ...(*)
 


:: نوشته شده توسط زينب السادات در و ساعت Array


»» i love hijab

اول بهتره پوشیه رو تعریف کنیم:یه تکه پارچه که صورت رو می پوشونه و خانم ها برای حجاب بهتر از اون استفاده میکنن. در ایران بیشتر در شهرهای قم و مشهد رواج داره چون هم شهر مذهبی ترن و هم عرب ها بیشتر اونجا رفت و آمد میکنن.  ولی حجاب فقط در اون شهرها واجب نیست.یه زن مسلمان هرجای دنیا که میره باید حجاب کامل داشته باشه.  کی میگه با مانتو میشه حجاب کامل داشت؟  کی میگه با لباسهای رنگی و جذاب میشه حجاب رو رعایت کرد؟  اینا همه طرز فکر اشتباهن که در طی سالهای زیادی از طرف بعضی جریانها این رو به خورد مردم مسلمان دادن به امید روزی که حجاب اسلامی رو از بین ببرن.


 و متاسفانه حجاب ما ایرانیان بدون اینکه متوجه بشیم تحت استعمار در اومد و روزبه روز با مدهای زرق و برق دار جوونهای مارو به انحراف کشوندن و فکر اونهارو تحت سلطه ی خودشون درآوردن. 


حجاب کامل چادر بود که متاسفانه الان هر کس چادر سر میکنه مارک امل و  قدیمی رو بهش میچسبونن. جوونای ایرونی چشماتون رو باز کنین ببینین چه خبره،خانمهایی که موهاتون رو تا بناگوش بیرون میذارین و با کسی که حجاب خوب داره برخورد بد میکنین هیچ میدونین شما برده ی نفستون هستین و اونها ملکه نفسشون؟ اونایی که دم از تمدن فرنگ میزنین و از شیطان پرستهای اونجا مد بر میدارین،توی همون امریکا و فرانسه و کشورهای اروپایی که شما توسط ماهواره ها از خواننده های راک و متال و ... اش مد برمیدارین جوونایی داره که از ما مسلمانترن و با اینکه تعدادشون کمه ولی با فراماسون ها جنگ نرم دارن و چه بسا دختر هایی که توی حجابشون از پوشیه استفاده میکنن و به دلیل اینکه حجاب کامل دارن مورد اذیت از طرف دولت قرار میگیرند.


زنی که درایران که جمهوری اسلامی هست زندگی میکنه پوشیه میزنه که حجاب کامل داشته باشه و هیچ مردی نتونه با هیزی چشماش باعث بشه در برزخ عذاب ببینه ولی مردم شهرهایی که در اونها این نوع حجاب مرسوم نیست هر حرفی که بلدن بهش بار میکنن چه بسا کسایی که مسخره اش کردن و کسانی که گفتند" برای اینکه خودش رو زیبا جلوه بده از اون استفاده میکنه تا چشماش قشنگ دیده بشه" آخه بنده های بدبخت خدا اگه زن با پوشیه و حجاب از نظر ظاهری قشنگ و زیبا دیده میشه برای چی اون همه آرایش میکنی و موهاتو میذاری بیرون؟ کارتو راحت کن یه نقاب بزن. کسانی هم پیدا شدند که تهمت فاحشه گی زدن که "فاحشه ای و خواستی کسی نبینه نقاب زدی"  یه کم فکر کنن میبینن که اشتباه میکنن. من کلا با نظر شهید مطهری درباره حجاب موافقم. کسانی که از روسری هاو کفشهاو مانتوها ی رنگ روشن با چادر استفاده میکنن اونها هم در حجابشون اشکال هست مطمئن باشین ادغام رنگ مشکی با رنگ های خیلی روشن خیلی جذاب میشه و نظر مردهارو بیشتر جلب میکنه. امیدوارم هر کس هر کاری رو که انجام میده رضایت خدارو هم در نظر بگیره.


از نظر اسلام، پیدا بودن صورت زن در صورتی اشکال ندارد که بدون آرایش یا همراه با آرایش های خیلیجزئی که در عرف زینت به حساب نمی آید، باشد و مفسده ای را هم به همراه نداشته باشد.


(استفتائات امام خمینی(ره)، ج 3، ص 256، سؤال 33و34)


فتوای امام خمینی(ره) :


سوال: باز بودن گردى صورت و دست زن تا مچ در برابر نامحرم چه صورت دارد؟


ج: در صورت عدم مفسده مانع ندارد.


 اگر مردی با قصد شهوت و لذت نگاه می‏کند، بر زن  واجب است تمام بدن - حتی صورت و دست‏ها - را بپوشاند و بین محرم و نامحرم فرقی نیست (عروة الوثقی، ج 1، ص 550)


امام راحل(ره) در پاسخ به این پرسش که "پوشیدن دستکش و زدن پوشیه و روبند در چه صورتی برای بانوان مستحب یا واجب است"، می‏فرماید: رعایت هر چه بیشتر حجاب مستحب است و در صورتی که پوشیده نبودن وجه، موجب مفسده باشد، پوشاندن واجب است و در فرض مضر بودن، اجتناب شود". (احکام خانواده، ص 286)


البته من نمیگم پوشیه زدن واجبه اما با توجه به نظر فقها زمانی که نپوشاندن صورت مسده داشته باشه ، باید صورت رو پوشوند ، چه با چادر ( که سخته و دست و پای آدم رو میگیره ) چه با پوشیه .



خودتون قضاوت کنین



http://www2.hejab.pelakfa.com/uploads/hejab%201.jpg


http://www2.hejab.pelakfa.com/uploads/hejab%203.jpg



:: نوشته شده توسط زينب السادات در و ساعت Array


»» SHEYTAN ...


http://up.pelakfa.com/images/200yex80bkhdgwey83d.jpg


"گرچه دل خوشی از ظاهر فعلی ام ندارم ولی برای جلب اعتماد   فاطمه   این بهترین انتخاب بود"

                                                            بخشی از دیالوگ شیطان  در

                                                                                                              "سقوط یک فرشته "


:: نوشته شده توسط زينب السادات در و ساعت Array


»» شدت تاثير وبلاگ يه دختر حزب اللهي روي ميشل اوباما :d

سلام.
پس از پست قبلي كه در وبلاگ كار كردم ، مثل اينكه موضوع به گوش ميشل خانم رسيده و ايشون بعد از معذرت خواهي از بنده در نظرات وبلاگم سعي كرد كه دل منو به دست بياره كه اين موضوع منجر شد كه خانم اوباما ديگه به عنوان مانكن در هيچ جاي دنيا ظاهر نشه و به مدت دو ساعت كه باز ميخواست دل منو به دست بياره با حجاب جلوي دوربين هاي خبرنگارا اومد.
سندش هم موجوده ، بدم خدمتتون ؟؟؟!!!
 
 
 




:: نوشته شده توسط javad در و ساعت Array


»» تبديل ميشل اوباما به مانكن لباس‌هاي زنانه!

يك پايگاه خبري غربي گزارش داد: همسر اوباما در قراردادي نانوشته، در واقع به مانكني با پرستيژ بالا براي تبليغ انواع مدهاي لباس تبديل شده است.

به گزارش پايگاه اطلاع‌رساني "آستراليان"، برخي شركت‌هاي طراحي مد لباس در آمريكا، با پوشاندن لباس‌هاي طراحي شده خود به "ميشل اوباما" همسر رييس‌جمهور آمريكا، سود سرشاري به جيب مي‌زنند.
 
 
http://up.pelakfa.com/images/ys44q8csp423ghbv9co.jpg

 
http://up.pelakfa.com/images/weneqmfxh90kr4hciwh.jpg
 
http://up.pelakfa.com/images/h7txt5u7fv0u7gstxql.jpg

:: نوشته شده توسط javad در و ساعت Array


»» نامه دو بانوي نيجريه‌اي به رهبر معظم انقلاب

"رهبر عزيز! ما از ديدن‌تان خيلي خوشحاليم. باور نمي‌كرديم ببينيم‌تان. حتي در خواب هم نمي‌ديديم. لطفا باز هم به قم بياييد. فاطمه و زينب از نيجريه. "

به گزارش رجانيوز به نقل از پايگاه‌ اطلاع‌رساني دفتر حفظ و نشر آثار حضرت آيت‌الله العظمي خامنه‌اي، شهرهاي مرزي ايران، هميشه تعامل گسترده‌اي با كشورهاي هم‌جوار خود داشته‌اند. براي همين، گذشته از حضور اقوام گوناگون ايراني، عجيب نيست كه در خيلي از اين شهرها، به زبان ديگري غير از فارسي صحبت شود؛ عربي، انگليسي و... اما جايي هست در مركز مرزهاي جغرافيايي ايران كه در آن مي‌توان اقوام و نژادهاي گوناگوني را در كنار هم ديد كه يك‌چيز واحد آن‌ها را دور هم جمع كرده؛ اسلام. شهر قم، با آن كه جمعيتش به اندازه تهران نيست، نمونه‌اي از هم‌زيستي مليت‌هاي گوناگون، زير پرچم اسلام است. چيزي كه مي‌توان نام آن را امت اسلامي گذاشت. اگر هند معروف است به كشور هفتاد و دو ملت، به قم هم بايد گفت شهر هفتاد و دو ملت.

برنامه امروز از استثنايي‌ترين برنامه‌هايي است كه تاكنون شركت كرده‌ام؛ ديدار با طلاب غير‌ايراني. به همان اندازه كه استثنايي است، احتمالاً بي‌هيجان هم باشد. به‌خصوص براي مايي كه توي اين چند روز عادت كرده‌ايم به حضور پرشور مردم در ديدار با رهبري. اما بعيد مي‌دانم در برنامه‌اي كه انواع و اقسام مليت‌ها با زبان و رنگ و نژاد محتلف حضور دارند، شور و هيجاني ديده شود.

هنوز همه سوار ميني‌بوس نشده‌ايم كه عكاس‌ها و فيلم‌بردارها را صدا مي‌زنند: "حواستان باشد از كسي عكس شخصي نياندازيد. همه عكس‌ها از پشت‌سر باشد. چهره كسي شناخته نشود. " از عكاس‌ها مي‌پرسم ماجرا چه بود. مي‌گويند: "چون اين طلاب از كشورهاي خارجي هستند، انتشار عكس‌شان ممكن است در آن كشور، مشكلاتي براي خود و يا خانواده‌شان به وجود بيايد ". به اين مي‌گويند دموكراسي غربي؛ اگر به قواعدش پاي‌بند بودي كه بودي، اگر نبودي، ممكن است خودت هم نباشي.

وارد سالن كه مي‌شويم، صداي دكلمه فردي مي‌آيد كه متني فارسي را با لهجه‌اي غيرفارسي مي‌خواند. ما به زور مي‌فهميم، واي به حال شنونده‌ها كه فارسي زبان هم نيستند.

مي‌رويم روي ميز مخصوص خبرنگارها. نسبت به روزهاي قبل خيلي جابه‌جا شده. با كمك هم برمي‌گردانيم به جاي اولش. هنوز رويش نرفته‌ايم كه باز هم برنامه روزهاي قبل تكرار مي‌شود. صداي اعتراض خانم‌ها بلند مي‌شود.

همان‌طور كه فكر مي‌كردم، خبري از شور و هيجان روزهاي قبل نيست. همه مثل بچه‌مثبت‌ها نشسته‌اند و به صحبت‌هاي مجري گوش مي‌كنند. فقط يكي دو خانم، پرچم حزب‌الله را تكان مي‌دهند. مجري كم‌كم دم مي‌گيرد: "اين همه لشكر آمده. به عشق رهبر آمده ". بالاخره صداي خارجي‌ها را هم مي‌شنويم.

حدود 20 نوجوان خارجي با لباس زرد و حمايل سبز مي‌آيند براي سرود. روي حمايل‌شان نوشته شده: "فرزندان امام ". چه فوري پسرخاله شده‌اند. در ابتداي سرود، هركدام به زبان خودشان اين جمله را تكرار مي‌كند: "ما، سفيران اسلام، فرزندان خميني، با خداي خود پيمان مي‌بنديم كه تا پايان جان به ميثاق خود با امام راحل، ولي امر مسلمين و امام زمان(عج) پايبند باشيم. "

چهارده نفر، با عبا و بدون عمامه وارد سالن مي‌شوند و به سمت پشت سن اصلي مي‌روند. عمامه‌شان روي سيني توي دستشان است. قرار است امروز به دست رهبر معمم شوند.

بالاخره كمي بي‌نظمي هم در اينجا مي‌بينيم. انتهاي سالن شلوغ شده و عده‌اي همديگر را هل مي‌دهند. فايده‌اي ندارد. فوري تمام مي‌شود.

بالاخره يك سوژه ناب پيدا مي‌كنم. طلاب خارجي هم حرف دلشان را به زبان خودشان، روي كاغذ نوشته‌اند. كاغذ‌ها كوچك است و ديدن‌شان سخت. از عكاس‌ها كمك مي‌گيرم. معناي هيچ‌كدام از شعارها را نمي‌فهمم:

Barkada zuwa ya RAHBAR

CANIM SEN BENIM

پشتوية خير راغلي. S.MHXH

CANIM SANA QURBAN

Ey Mehdinin dsysrI

I Really LOVE You

خيلي ذوق نكنيد. معني اين آخري را خودم هم فهميدم.

مجري مي‌زند زير آواز. شعري را براي هم‌خواني آورده. هرچقدر صدايش خوب است، انتخاب شعرش بد است. آخر بين كساني كه فارسي را به سختي حرف مي‌زنند، كي شعر سخت مي‌آورد براي هم‌خواني؟

مجري مي‌خواهد شعارها را تمرين كند. مي‌گويد: "وقتي آقا آمد، همه با هم بگوييد... " كه ناگهان همه جمعيت بلند مي‌شود. مجري دست و پايش را گم مي‌كند: "گفتم وقتي آقا آمد. هنوز كه نيامده. "

جمعيت منتظر مجري نمي‌ماند. حالا كه ديگر ايستاده، شروع مي‌كند به شعار دادن: "اي پسر فاطمه. منتظر تو هستيم. "

شعارهايشان خيلي طول نمي‌كشد كه پسر فاطمه مي‌آيد. جمعيت حمله مي‌كند به سمت جلوي سالن. فكرش را هم نمي‌كردم طلاب خارجي هم اين‌كاره باشند. حمله‌شان از حمله ايراني‌ها حمله‌تر است. نيمه انتهايي سالن كاملا خالي مي‌شود. حتي مهمان‌هاي ويژه هم كلاس كار را رعايت نمي‌كنند؛ هجوم مي‌‌برند به نزديك سن. نرده بين آقايان و خانم‌ها كه توي اين چند روز چندين بار نزديك بود بشكند، اين‌بار خيلي نزديك‌تر است كه بشكند. طوري كه آخر مراسم كاملا كج مي‌شود.

خيلي‌ها دارند به پهناي صورت اشك مي‌ريزند. شعارها كاملا نامفهوم است. هركس شعاري را مي‌دهد كه دلش مي‌خواهد؛ شايد اصلا به زبان خودش. توي آن شلوغي، خانم سياه‌پوستي دستش را به احترام روي سينه گذاشته و اشك مي‌ريزد. آقايان هم همين‌طور. كسي مراعات پرستيژش را نمي‌كند.
ياد خاطره پسرخاله‌ام مي‌افتم از روز استقبال. مي‌گفت يك نفر با تيپ لات‌هاي سر كوچه آمده بود استقبال. رهبر كه از جلويش رد شد، اشكش بي‌اختيار سرازير شد؛ به پهناي صورت. براي اين كه جلوي رفقايش كم نياورد، با لهجه لاتي آميخته به قمي مي‌گفت: "داي‌جون. اشكُم مي‌خِد بيايدا "

گروهي 114 نفره از طلاب خارجي، قرآن را هم‌خواني مي‌كنند. سوره نور را "الله نورالسموات و الارض. مثل نوره كمشكوه... " بسيار هماهنگ و زيبا. رهبر برمي‌گردد به سمت آن‌ها در سمت چپ جايگاه. همين كه قرآن شروع مي‌شود، صداي جمعيت هم قطع مي‌شود؛ درست بر خلاف ايراني‌ها.

حاج‌آقا اعرافي، رئيس "جامعه المصطفي العالميه " مي‌رود پشت تريبون و خيرمقدمي به رهبر مي‌گويد. اعتراض خانم‌ها به ما خبرنگارها ادامه دارد. يكي طاقت نمي‌آورد و داد مي‌زند: "آقايون! بشينيد " صداي هيس بقيه بلند مي‌شود. با بچه‌ها هماهنگ مي‌كنيم كه چند دقيقه‌اي از روي جايگاه خبرنگارها پايين برويم. مي‌رويم و روي زانو مي‌نشينيم. صداي لهجه‌داري از توي جمعيت خانم‌ها بلند مي‌شود: "خيلي ممنون ". كسي هيس نمي‌گويد. توي برنامه‌هاي قبلي هم اين كار را كرده بوديم، اما هيچ‌كدام از ايراني‌ها تشكر نكرده بود.

پدري عكس رهبر را مي‌دهد به پسر 5ساله‌اش و مي‌گويد عكس را بالا بگير. پسر عكس را مي‌گيرد و قبل از بالاگرفتنش، عكس را مي‌بوسد.

رهبر مي‌خواهد صحبتش را شروع كند كه شعارها شروع مي‌شود. شعارهاي با لهجه، از ته دل، اما بي‌نظم. به يك شعار كه مي‌رسند، همه با صداي بلند تكرارش مي‌كنند، با همان لهجه، از ته دل، اما منظم: "اي رهبر آزاده. آماده‌ايم آماده. "

رهبر با سلامي به حضرت معصومه شروع مي‌كند: "خيلي خوش‌وقتم كه توفيق پيدا كردم در جمع طلاب غير ايراني و مدرسان مجموعه، دقايق باارزشي داشته باشم. " خوش به حال اين طلبه‌ها.
"شما غريبه نيستيد. ميهمان نيستيد. صاحب‌خانه‌ايد " صداي گريه چند نفر بلند مي‌شود.
"شما فرزندان عزيز من هستيد. " صداي هق‌هق بلند مي‌شود. هق‌هق لهجه ندارد. نظم ندارد. مرد و زن هم ندارد. اما از ته دل است. حالا مي‌فهمم چرا آن گروه سرود، روي حمايل‌شان زده‌بودند: "فرزندان امام "

رهبر از امت اسلامي مي‌گويد و اعتلاي آن. از سختي غربت مي‌گويد و دوري از خانواده. از صبر مي‌گويد كه دستور خدا به پيامبرش است. از اين كه بايد بياموزند و برگردند براي آموزش احكام اسلام. از اين كه اين هدف، سياسي نيست؛ علمي تربيتي است. از اين كه بايد اين علم را با اخلاق و تواضع به جهان عرضه كرد. و در آخر هم مثل هميشه، تاكيد بر فرصت جواني و استفاده از آن.

رهبر برمي‌خيزد براي خداحافظي و جمعيت برمي‌خيزد براي ديدن رهبر. يكي چفيه رهبر را مي‌خواهد. انگار اين خارجي‌ها خيلي اين‌كاره‌اند. همان‌جا به آرزويش مي‌رسد. رهبر كه مي‌رود، خيلي هم مي‌نشينند روي زمين و صورتشان را با دست مي‌پوشانند.

حالا ما مانده‌ايم و مردم. خانم‌ها كه تا حالا بد و بيراه نثارمان مي‌كردند كه مانع ديدن رهبر شده‌ايم، حالا التماس دعايشان گرفته! چندنفر كه كاغذ و خودكار توي دستم ديده‌اند، مدام مي‌خواهند نامه‌شان به رهبر را برايشان بنويسم يا كاغذ و خودكارم را بدهم بهشان.

چند نفر مي‌شنوند كه اگر نامه بنويسند و از رهبر درخواست چفيه كنند، درخواست‌شان بي‌پاسخ نمي‌ماند. همين كافي است تا خيلي از برگ‌هاي دفترچه من كنده شود. يكي مي‌گويد مي‌خواهم رهبر را دعوت كنم به خانه‌مان، به كجا نامه بنويسم. يكي آدرس بيت رهبري در قم را مي‌خواهد. بقيه هم كه نامه‌شان را مي‌دهند تا برسانم به بيت رهبري. به همه هم بايد توضيح بدهم كه امكان خواندن همه نامه‌ها توسط خود رهبر وجود ندارد و نامه‌ها توسط ستاد ارتباطات مردمي خوانده و پاسخ داده مي‌شود.

دو تا خانم سياه‌پوست از من مي‌خواهند كه نامه‌شان را بنويسم. مي‌گويم خودتان بنويسيد. با لهجه غليظي مي‌گويند نمي‌توانيم فارسي بنويسيم. قبول مي‌كنم نوشتن نامه را: "رهبر عزيز! ما از ديدن‌تان خيلي خوشحاليم. باور نمي‌كرديم ببينيم‌تان. حتي در خواب هم نمي‌ديديم. لطفا باز هم به قم بياييد. فاطمه و زينب از نيجريه "
 
http://up.pelakfa.com/images/3izmexvgd4tq4im5m9w.jpg

:: نوشته شده توسط javad در و ساعت Array


»» آقا جان ...

http://up.pelakfa.com/images/6mdq6ww0baavzgzlozz.jpg

:: نوشته شده توسط javad در و ساعت Array


»» شرط عروس خانم براي خواندن خطبه عقد توسط مقام معظم رهبري

سلام.
باز برگشتم.
برگشتم چون آقام برام تكليف كرده و تشكر مي كنم از همه شما كه درخواست برگشت گذاشته بوديد برام .
شرمندم كرديد ...
 
 
هر چند وقت يكبار آقا اجازه حضور عروس و دامادهاي جوان را براي جاري ساختن خطبه عقد از لبان مباركشان صادر مي كنند.كتاب "مطلع عشق" گزيده اي از رهنمودهاي حضرت آيت الله سيد علي خامنه اي به زوجهاي جوان است كه توسط "محمد جواد حاج علي اكبري" جمع آوري شده است.در ابتداي اين كتاب خاطراتي شيرين از اين مجالس بيان شده كه يكي از آنها در ذيل مي آيد.
------------------------------------------------------------------------------------
 لحظات سخت انتظار رو به پايان است.انتظار شيرين جوانان مومن،عروس و دامادهاي جوان ،با نزديك شدن ورود رهبر و مقتدايشان در حال تعبير شدن است.

...قبل از ورود رهبر شخص با صفايي جلوي جمع مي ايستد با چند تذكر اعلام مي كند كه آقا وكيل عروس خانمها هستند و جناب آقاي محمدي گلپايگاني ،از دامادها وكالت خواهند گرفت.

عروسها از اين موهبت الهي احساس كرامت و سرافرازي مي كنند و زير چشم به دامادها فخر مي فروشند.دامادها اندكي دلخور مي شوند ولي بعد با توجه به اينكه اصل قضيه همان "انكحت"است كه آقا مي گويد، خودشان را آرام مي كنند.به هر حال معلوم مي شود از همين اول بايد هواي خانمها را داشت.

همه چيز مهياست ...!و لحظاتي بعد...پرده كنار مي رود و سيماي پر نور نائب مهدي با هاله اي زهرايي و لبخندي آسماني بر جمع طلوع مي كند.

مطابق با شيوه اين محافل ابتدا رهبر در جملاتي كوتاه و نغز چند نكته به رهروان جاده خوشبختي هديه مي دهند....بعد از بيان نكته ها، از يك يك عروس خانمها وكالت مي گيرندواينجا ديگر كسي براي بله گفتن ناز نمي كند.

بعد از چند نفر، آقا نام عروس ديگري را مي خوانند و با ذكر مهريه و يادآوري شروط ، از او وكالت مي خواهند...بر خلاف رويه دختر سكوت مي كند.جمع در حيرتي سنگين فرو مي رود.آقا اندكي درنگ مي كنند :"اگر وكالت ندهيد عبور مي كنم..."

دختر در حالي كه بغض گلويش را مي فشرد لب باز مي كند:"آقا جان شرط داره!"

تعجب حاظران بيشتر مي شود."چه شرطي دخترم؟"

"به شرط اينكه شما من و پدرم را در روز قيامت شفاعت كنيد."

و كسي از كنار جلسه ادامه مي دهد:"آقا !ايشان دختر سردار رشيد اسلام شهيد ... هستند."

جمع منقلب مي شود .آقا متواضعانه پاسخ مي دهند:"دخترم!پدر عزيز و  شهيد شماست كه بايد از همه ما شفاعت كند!"

اشك از چشمان دختر سرازير مي شود و مجلس به ياد لاله هاي زهرايي حال و هواي ديگري مي گيرد.

 
http://up.pelakfa.com/images/wp7dap5d4ovn8cn9x7.jpg

:: نوشته شده توسط javad در و ساعت Array


»» مسجد ارگ ، پذيراي ما باش

سلام .

حال شما ؟

چطوريد ؟

خوبيد ؟

خوش ميگذره يا نه ؟

يك سال گذشت از شباي مسجد ارگ پارسال ...

ا ا ا ميبيني؟چه زود گذشت !

داشتم به وبلاگ دوستان سر ميزدم كه باز هم طبق سنوات گذشته مطلبي زيبا از آقاي پارسامهر چشمم رو گرفت كه كل احساسات من توشه .

با اجازه آقاي پارسامهر :

***********************************

 و سلام نام خداست ...

ادخلوها بسلام آمنين دعيتم الي ضيافة الله

به بهانه ماه خدا آمدم.

خدا ميداند كه اين روز ها فقط لحظه شماري ميكنم تا شب اول ماه رمضان بيايد تا همه دور هم جمع شويم در مسجد ارك كه قطعه اي از بهشت است.

با نواي ملكوتي حاج آقا منصور ارضي

باورتان نمي شود براي اينكه از قافله جا نمانم از همه برنامه هاي خود (مثلا مشرف شدن به مكه مكرمه) زدم تا استفاده كنم.


شب هاي مناجات صاحب انفاس حيدري (ع) از نفحات قدسي بحق شاگرد امام سجاد (ع) حاج منصورارضي

 

بخوان حاجي دلم تنگ است بخوان دوباره من آمدم ، من همان فراريم بخوان : اللهم رب الشهر رمضان تا جمع شب زنده داران لب باز نكرده بغض گلويشان چونان آتش فشاني سربازكند.

 

بخوان حاجي ازافتتاح از ابوحمزه ، آه دلم تنگ كميل هاي رمضان المبارك است . حاجي نغمه بر آر مناجات كوفه را كه جاي مولا (ع)شب هاي قدر در كوفه بسيار خاليست . از قعر السجون بخوان جوشن صغير .

 

حاجي از آن ناي زخمي ات كه نوكران مخلص و پير غلامان گفته اند : اگر ارباب (ع) به همه سر انگشتي نمك كرم فرموده به منصور يك مشت نمك عطا فرموده است .

برايمان هرشب پس از مناجات در شور شيدائي و شعور عرفائي ذكر حسين حسين (ع)

 

حاجي بازدست ما سائلان را در شق القمر اين ماه بگذار در دست كريم اهل بيت (ع) و آه كه اسم خداست ، چرا آه حاجي جان حاج منصور عزيزتر از جانم بخوان از گرمي تشنه لبي ناله بزن از ناي دم افطار كه عطشش كشت مرا به ياد آن لب تشنه.

  تو رابه خدا بازهم بخوان : ميكشي مرا حسين (ع)

 

حاج منصور اي كه خاك شلمچه و مجنون و دوكوهه و سه راه شهادت را هميشه بر سر و روي خود داري ، مي آيم به ارك همان مسجد عرش خودمان را ميگويم ، همانجا كه فدائيان آقا شب پنجم سوختند وسيمرغ عشق شدند تا از اين همه مكر و سياست بازي مرا با ياد امام و شهدا باز به جبهه ببري.

 ياد شيميائي ها ، ياد جانبازان ، آنها را كه ميگفتي به تخت بسته اند.

 خاطر آنها را برايم دوباره زنده كن.

 

 http://up.pelakfa.com/images/w4l2ggpt4nzq0ip28iwd.jpg

حاجي باز مرا هرجمعه شب و هر آن اين ضيافة الله با امام زمانمان (عج) آشتي بده دلم برايش تنگ شده دلم براي سوز مناجاتش پري ميخواهد تورا به آقا جانمان باز بخوان : ترسم تو بيائي و من آنروز نباشم ...

 

آري دلم زنگار گرفته ، بزدايش با كلمات حكمت واره ات قبل از مناجات سلمان و ابوذر و سيد علي ...

پاره كن اركان تار عنكبوت اين لجن رنگان را به هيبت سخنان دشمن كش و ابليس افكنت را وفقك  الله لمايحبه و يرضي.

 

حاج آقا منصور لحظه شماري ميكنم براي علي (ع) كشيدن ها و نعره هاي حيدريت (ع) دقيقه شماري ميكنم شب يازدهم از وداع سيدالشهدا (ع) و عمه سادات (س) روضه بخواني .  ديوانه شب سوم ، اصلا مجنون همه شب هاي اركم و حق تعالي را شاهد ميگيريم همه ترسم ازآن است مبادا شب هاي قدر را درك نكنم بالاخص با بك يا الله هايت اي دل سوخته...

 

و در لاله گوشتان زمزمه ميكنم آي نجوا شنوايان ، حقير سرا پا تقصير را از ياد مبريد.

بارالها ما و منصورمان راياري بده تا دريابيم رمضان مبارك را  در شب هاي قدر مسجد عرش سربلند و دست پر و روي سپيد ازين مهماني كه بالاي آن ناز عذاران نشسته اند بيرون بيائيم...


انشاالله برنامه ماه رمضان المبارك حاج آقا منصور عرشي( به قول مرحوم حضرت آيت الله بهجت)شرح ذيل ميباشد:

از شب اول ماه مبارك رمضان (كه احتمالا ازچهارشنبه شب ميباشد) الي شب آخر ماه مبارك

درب مسجد ارك از حدود يازده شب به بعد بازاست براي عبادت

و باقرائت قرآن كريم حدود ۱۲ شب آغاز ميشود بعد پيش منبري   و

پس از آن منبري ازنور قال الباقر (ع) و قال الصادق (ع)

همچنين دوباره نيك قرائتي از آيات كلام الله مجيد

و ساعت ۱ بعد از نيمه شب انتظارزيبا بسر ميرسد ، شروع نصايح پدرانه حاجي 

و سخنان آتشين وي در مورد كساني كه پا را ازعرصه دين بيرون نهاده اند

وبعد در ميكده بازاست با نواي زيرو رو كننده مرد عرصه ستايشگري

ضمنا احتمال دارد دقايقي زودتر يا ديرتر شروع شود .


 روز شهادت مولا اميرالمومنين علي (ع) حوالي ساعت۱۴:۳۰به بعد

 برنامه حاج آقا در حسينيه بيت الزهرا(س) بالاتراز چهارراه گمرك جنب مهديه كوچه مهديه برقرار ميباشد

 

  مناجات با حضرت صاحب (عج) در ماه مبارك رمضان             

پي نوشت : بسيار زيباست ...

 

 

:: نوشته شده توسط javad در و ساعت Array


»» بلاخره عشقم وارد صحنه شد.

بلاخره عشقم وارد صحنه شد و از سكوت نسبت به زير سئوال رفتن مبارزه با بي‌حجابي انتقاد كرد.


حاج منصور ارضي در مراسم زيارت عاشورا كه هر هفته صبح هاي سه شنبه در حسينه صنف لباس فروش تهران برگزار مي شود با اشاره به فراز هايي از صلوات شعبانيه گفت: هر كس از رهبري جلو بزند از دين خارج است.

وي با اشاره به راه اندازي دسته هاي مختلف در ايام شهادت حضرت زهرا(س) گفت: در ايام شهادت حضرت زهرا (س) همه هيات ها و گروه ها به دنبال برگزاري دسته هاي عزاداري بودند اما هنگامي كه مبارزه با بي حجابي زير سوال مي رود همه ساكت مي شوند و صداي هيچ كس در نمي آيد.

حاج منصور:چرا بچه هياتي ها ساكت نشستند؟

عشق من همچنين در بخشي ديگر از صحبت هايش ادامه داد: از هم اكنون شاهد هستيم عده اي در حال جداسازي و تفرقه افكني هستند كه اين امر را به وضوح مي توان در تفرقه افكني ميان روحانيت وعاظ مشاهده كرد. 

زندگيم خاطرنشان كرد:تفرقه افكني و جداسازي ميان وعاظ تنها به دليل انتخابات است كه سه سال آينده قرار است رخ دهد و در اين زمينه قصد هزينه كردن پول هاي زيادي كه معلوم نيست از چه راهي تهيه شده است را دارند ولي آنها نمي دانند كه دل هاي اين مردم كه عاشق امام حسين (ع) هستند را خدا مي گرداند و آنها هستند كه راي مي دهند.

حاج منصور ارضي با اشاره به اينكه هر كس از رهبري جلو بزند از دين خارج شده است گفت:در ايام شهادت حضرت زهرا همه به دنبال برگزاري دسته هاي عزاداري بودند اما چرا وقتي درخصوص حجاب اين قبيل برخوردها انجام مي شود كسي پاسخگو نيست و اعتراض نمي شود.


 

:: نوشته شده توسط javad در و ساعت Array


»» اي خداي بزرگ ...

اين شنيــدم كه شبي بر سر مد

دختــري بـــا پـــدرش بود به جنگ




پـدر از روي نصيحـت مـي‌گفت

كـــه مـكـن پيـــروي از راه فرنــگ




مــرو از خــانـه بـرون بـي‌چادر

بــرتــن خويـش مــكن دامــن تنگ




اي بسا گـرگ كه در جامه ميش

بهـــر صيــد تــو نـــوازد آهنـــگ




نكننــد ايــن دغــلان از دغلي

بهــر اغفـــال تــو يـك لحظه درنگ




دختــر از روي تعــرض گفتش

آنچــه تــو گويـي بـود جمله جفنگ




بـاش خــاموش دگـر يــاوه مــگو

كــه تــو پيـــري و بــري از فرهنگ




مــدتي شــد سپري زن جريان

تا كه يك شب پسري گوش به زنگ




بــا سخنـهاي زيبنـدة عشــق

بــا بيــانــات دل انگيــز و قشنـگ




همچو آهو به سخن رامش كرد

از ره حيلــه چـــو روبـــاه زرنـــگ




گــوهر عفـت او را زد و بــرد

كـــرد دامـــان وي آلــوده بـه ننگ




همچناني كه به خود مي‌باليـد

زيرلـــب زمـــزمــه كـرد اين آهنگ




صيد با پاي خود افتاد بـه دام

مــرغ با ميــل خــود افتـاد به چنگ
 

:: نوشته شده توسط javad در و ساعت Array


»» حجاب از نا بينا

 

امام موسي بن جعفر (ع) از پدران بزرگوارش نقل فرموده است:امير مؤمنان علي (ع) فرمود: فرد نا بينايي  اجازه خواست كه به منزل فاطمه (س) وارد شود، فاطمه(س) خود را از او پوشيده داشت.رسول خدا (ص)  به او فرمود: چرا خود را از او پنهان مي سازي، در حالي كه نابيناست و تو را نمي بيند؟عرض كرد: اگر او مرا نمي بيند ، من او را مي بينم ، و نيز رايحه و عطر را مي بويد و شامّه اش سالم است.رسول خدا (ص) فرمود: گواهي مي دهم كه تو پارۀ تن مني.(1)

 ۱- بانوي بانوان-ص۶۹

 

:: نوشته شده توسط javad در و ساعت Array

ادامه مطلب


»» فائزه ملکه اغتشاشات

 

http://up.pelakfa.com/images/yle517l07putshlbkjks.jpg

 

:: نوشته شده توسط javad در و ساعت Array


»» اظهار پشیمانی بازیگر مصری از دوران بی حجابی

 

مدتی ستاره اهل زمین بودم و از خدا می‌خواهم تا مرا به ستاره آسمان‌ها تبدیل كند.



«حنان ترك» بازیگر مصری با انتخاب حجاب، ابراز پشیمانی از دوران بی حجابی خود کرده است.
به گزارش سرویس زنان جهان نیوز؛در سال‌های اخیر، رشد گرایش‌های دینی در کشور مصر باعث شده تعداد قابل توجهی از ستاره‌های زن سینما و همچنین مجموعه‌ای از گویندگان تلویزیونی مصر با حجاب شوند.

در این بین محجبه شدن هنرمندان زن، در بسیاری از کشورها به ویژه کشور مصر، رشد فزاینده‌ای داشته است.

پایگاه خبری نورت مصر نوشت :«حنان ترك» بازیگر مصری با اشاره به هفت سال تفكر برای انتخاب حجاب، گفت: این دوران، دوران زیانباری بود و ای كاش از روز اول حجاب را انتخاب كرده بودم.



وی در پاسخ به این سوال كه پیش از این در فیلم‌ها و سریال‌های تلویزیونی بدون حجاب بوده و اینك اگر آن فیلم‌ها را ببیند چه احساسی دارد گفت: حنان ترك اول یك بازیگر بود و حنان ترك دوم یك زن محجبه است.


این خواننده مصری در پاسخ به این سؤال كه با حجابت به كجا می‌خواهی برسی؟ گفت: مدتی ستاره اهل زمین بودم و از خدا می‌خواهم تا مرا به ستاره آسمان‌ها تبدیل كند. 

وی افزود: برای روز قیامت با اطاعت خدا و عمل خیر و كمك به ایتام تلاش خواهم كرد. 

وی همچنین با رد هرگونه پیشنهاد بازیگری بدون حجاب گفت: 80 درصد از مردم مصر محجبه هستند و چه كسی باید اینان را نمایندگی كند؟

:: نوشته شده توسط javad در و ساعت Array

ادامه مطلب


»» :: آگهي نيازمندي هاي روز!


عقب نشيني سران فتنه با دادن بيانيه و انصراف از راهپيمايي روز 22 خرداد، همچون آب سردي بود براي حاميان بيشمار(!) جنبش سبز و آنان را وادار به تحليلهاي مختلفي نمود كه بيشتر شبيه دلداري خود و باقي هواداران بود تا تحليل!!

حاميان فتنه سبز كه ديگر شكي در شكست اين پروژه مشترك آمريكا، انگليس و اسرائيل ندارند، اين روزها بدجوري خود را به در و ديوار مي كوبند!



 

:: نوشته شده توسط javad در و ساعت Array

ادامه مطلب


»» مغزهای باهوش زیر چادر

2273_orig.jpg

روزنامه ی آلمانی " فرنکفورتر و روند شاو"  در مقاله ای با عنوان "مغزهای باهوش زیر چادر" حجاب زنان ایرانی را ستوده و نوشته است: حجاب در ایران، نه تنها برای زنان ایرانی محدودیت ایجاد نکرده، بلکه به آنان امکان داده تا بتوانند به راحتی به پیشرفت های خود، ادامه دهند.

این روزنامه به مقایسه ی، وضعیت علمی زنان ایرانی قبل و بعد از انقلاب تصریح کرد: زنان ایرانی در زمان رژیم پهلوی از آزادی ظاهری بیشتری برخوردار بودند، اما درصد زیادی از آنها تحصیلات علمی نداشتند.


هر چادر خود یک پرچم است


:: نوشته شده توسط javad در و ساعت Array

ادامه مطلب


پر بازدید ترین ها


صفحه قبل 1 2 صفحه بعد

»» درباره




ما خانه به دوشان غم سيلاب نداريم...


»» عضویت | ورود اعضا



لوگوی ما

يه دختر حزب اللهي


»» جستجو



»» آخرین مطالب ارسالی
::.کمی تامل کنیم ( پوشیدن چکمه های بلند و...)
::.با چند میلیون حاضری بی حجاب شوی؟؟!
::.حضور سر زده سید حسن نصرالله در مراسم روز عاشورا در ضاحیه
::.نظر همسر رهبرانقلاب درباره حجاب، خانه‌داری
::.حجاب اسلامی یا حجاب ایمانی؟!
::.i love hijab
::.SHEYTAN ...
::.شدت تاثير وبلاگ يه دختر حزب اللهي روي ميشل اوباما :d
::.تبديل ميشل اوباما به مانكن لباس‌هاي زنانه!
::.نامه دو بانوي نيجريه‌اي به رهبر معظم انقلاب
::.آقا جان ...
::.شرط عروس خانم براي خواندن خطبه عقد توسط مقام معظم رهبري
::.مسجد ارگ ، پذيراي ما باش
::.بلاخره عشقم وارد صحنه شد.
::.اي خداي بزرگ ...
::.حجاب از نا بينا
::.فائزه ملکه اغتشاشات
::.اظهار پشیمانی بازیگر مصری از دوران بی حجابی
::.:: آگهي نيازمندي هاي روز!
::.مغزهای باهوش زیر چادر


صفحه اصلي | پست الکترونيک | اضافه به علاقه مندي ها | ذخیره صفحه |

Powered By Pelakfa.Com Copyright © 2011 by hejab
Design By : wWw.pelakfa.com